در مورد رياضيات اسلامي با تسريع نيرومندتري هم همراه و تكميل شد، كه تا قرنها بعد به خاور دور نرسيد، و آن نفوذ رياضيات يوناني بود.
گويند ابراهيم فزاري نخستين مسلماني بود كه اسطرلاب را ساخت. يعقوب بن طارق و محمد بن ابراهيم فزاري نخستين كساني هستند كه در ارتباطشان با رياضيات هندي سخن گفتهاند. يعقوب در دربار منصور با رياضيدان هندي به نام كنكه (؟) ملاقات كرد، كه او را با
سدهانت آشنا ساخت، و محمد مأمور شد تا آن را ترجمه كند. البطريق طبيب كتاب
الاربعهٴ بطليموس را ترجمه كرد. دو تن ستارهشناس كه يكيشان ماشأالله نام يهودي بود و ديگري نوبخت ايراني، با هم روي اندازهگيريهاي لازم براي بناي شهر بغداد كار كردند. فضل پسر نوبخت رسالههايي در احكام نجوم نوشت و از فارسي به عربي ترجمههايي كرد.
تنها كسي كه در اروپا دربارهٴ رياضيات چيزي نوشت آلكوين بود. او برخي رسالههايي بسيار ابتدايي براي تعليم شاگردان فراهم ساخت. يكي از آنها بسيار جالب است، چون قديمترين نمونههاي مسائل رياضي را، كه قرنها بهطور مستمر در كتابهاي درسي مورد استفاده قرار گرفته است، به دست ميدهد.
5. كيمياگري اسلامي و لاتيني، فنآوري ژاپني.
جالب است كه قديمترين متون عربي و لاتيني مربوط به كيميا همزمان با يكديگر است. البته اگر تاريخگذاري ما در مورد آنها درست باشد.
بزرگترين كيمياگر مسلمان، يعني جابر بن حيان، ظاهراً معلومات تجربي خوبي دربارهٴ تعدادي از موضوعات شيميايي داشته است؛ همچنين، صاحبنظر قابلي هم بوده، ولي، تا وقتي كه تمام آثار منسوب به او و به گِبِر به صورت تطبيقي مطالعه نشود، نميتوان استعداد علمي او را به درستي ارزيابي كرد.
تركيبات رنگي احتمالاً مربوط به زمان شارلماني، ولي در مجموع معرف روايت قديمتري است، يعني يك سنت هلنيستي. نسخهها و دستورالعملها بيش از آنچه نظري و مربوط به كيمياگري باشد، جنبهٴ فني يا علمي دارد. كليد مبتديان مجموعهٴ ديگري از همان قبيل، معرف همان سنت و داراي همان مقاصد علمي است، ولي احتمالاً مربوط به دورهاي متأخر است.
امپراتريس شوتوكو در اثناي دومين دورهٴ فرمانروايياش فرمان داد تا تعداد زيادي از تعويذها را چاپ كنند. برخي از اين تعويذها هنوز در دست است، كه قديمترين آثار چاپي موجود در همهٴ ممالك جهان به شمار ميرود. به اقرب احتمالات چاپ قبلاً در چين صورت گرفت و سپس همراه بسياري از عناصر فرهنگ چيني به ژاپن انتقال يافت. اگر تعويذهاي مشابهي در چين چاپ شده باشد، حمل اوراق يا حمل باسمههاي چوبي، يا خود اختراع به ژاپن، طبعاً در پي انتقال عقايد ديني صورت خواهد گرفت. در اثناي فرمانروايي امپراتور كوامو، در پايان اين قرن، منسوجات نخي در ژاپن متداول شد (؟).